سوتی جنتی

سوتی وحشتناک در یک تابلو در سطح یک شهر ایران + عکس

چهارشنبه, شهریور ۸م, ۱۳۹۱ | خواندنی ها | دیدگاه‌ها خاموش

بر چسب های مرتبط :

سوتی وحشتناک در یک تابلو در سطح یک شهر ایران + عکس

SiteRooz.com

iranhobbies.com


Tags: , , , , ,

سوت دربی به چه کسی می رسد؟

سه شنبه, مرداد ۲۴م, ۱۳۹۱ | خبر | دیدگاه‌ها خاموش

بر چسب های مرتبط :
قضاوت درمورد دیگران داوران مسابقه رقص قهرمانی والیبال جهان دربی طویل قضاوت های حضرت علی دربیل لیلی قضاوت دربیل بازی بازی های آنلاین داوران بازی آنلاین داوری قضاوت کردن بازیگران ایرانی داوران آکادمی گوگوش قهرمانی چلسی قضاوت ثبت نام داوران یورو ۲۰۱۲ دربیل سوارفسکی دربیل بالانجلیزی داور هلندی یورو ۲۰۱۲ ویدا قهرمانی دربیل سایز قضاوت در قران داوران مسابقه رقص ۱ قضاوت نکن داورزن بازی های دخترانه بازی فکری دربیل افضل داور ویسه بازی باربی قهرمانی اسپانیا قهرمانی پرسپولیس درجام حذفی داوران داوران مسابقه رقص داوران فوتبال داوران یورو ۲۰۱۲ داوران فوتسال قهرمانی پرورش اندام ایران قهرمانی بارسلونا

سوت دربی به چه کسی می رسد؟

 
مجله اینترنتی
 
 
 

هفت صبح: این روزها از فغانی و قهرمانی به عنوان جدی‌ترین گزینه‌های کمیته داوران برای قضاوت بازی استقلال و پرسپولیس نام برده می‌شود.


 با نزدیک شدن به زمان برگزاری دربی هفتاد و پنجم که مهم‌ترین بازی دور رفت رقابت‌های لیگ برتر به حساب می‌آید، بحث انتخاب داور این دیدار حسابی داغ شده است. از دربی نیم‌فصل دوم لیگ هشتم بود که مسئولان فوتبال ایران تصمیم گرفتند بعد از سال‌ها از داوران ایرانی برای قضاوت مهم‌ترین بازی لیگ برتر استفاده کنند.

 محسن ترکی اولین داوری بود که طلسم را بعد از سال‌ها شکست و دیدار سرخابی‌های پایتخت در نیم فصل دوم لیگ هشتم را قضاوت کرد. بعد از ترکی داورانی مثل سعید مظفری‌زاده، مسعود مرادی، هدایت ممبینی و علیرضا فغانی دربی پایتخت را سوت زدند تا دیگر این مسئله به امری کاملا طبیعی تبدیل شود.

 حتی در این میان ترکی و مظفری‌زاده بیش از یک بار قضاوت دربی را برعهده داشتند. هرچند در چند دربی اخیر داوران ایرانی اشتباهاتی تاثیر‌گذار هم داشتند اما این مسئله باعث نشد دوباره پای خارجی‌ها به دربی باز شود. حالا دربی هفتاد و پنجم را قرار است یک داور ایرانی قضاوت کند و این روزها چند گزینه برای این بازی حساس مطرح شده است.

 این طور که به نظر می‌رسد علیرضا فغانی، محسن قهرمانی، سعید مظفری‌زاده و محسن ترکی گزینه‌های اصلی کمیته داوران برای دربی هستند که در این میان شانس فغانی و قهرمانی از سایرین بیشتر است.

سعید مظفری‌زاده در چهار هفته ابتدایی لیگ یک اشتباه تاثیر‌گذار داشته و با گرفتن یک پنالتی عجیب در وقت‌های اضافی بازی مس و تراکتور، نتیجه بازی را کاملا تغییر داده و همین مسئله شانس مظفری‌زاده را حسابی کاهش داده است. از طرفی محسن ترکی هم برای دربی پیش‌رو شانس زیادی ندارد.

 با توجه به اتفاقات فصل گذشته در تبریز و اشتباهات او به نفع استقلال در بازی مقابل تراکتورسازی باعث شده هواداران پرسپولیس او را استقلالی بدانند و روی او نظر منفی داشته باشند. جدا از این هواداران پرسپولیس هنوز آخرین اشتباه او به نفع استقلال در دربی و نگرفتن پنالتی روی غلامرضا رضایی را هم فراموش نکرده‌اند.

 از این دو داور که بگذریم به فغانی و قهرمانی می‌رسیم. این دو داور در ماه‌های اخیر بهترین قضاوت‌هایشان را به نمایش گذاشته‌اند و شانس بالایی برای سوت زدن دربی ۷۵ دارند. با توجه به اینکه فغانی آخرین دربی پایتخت را سوت زده، شانس قهرمانی برای انتخاب شدن برای دربی پیش‌رو بیشتر است.

این را هم نباید فراموش کنیم که قهرمانی یک سال پیش تا آستانه سوت زدن دربی هم پیش رفت اما بحث استقلالی بودن او همه چیز را منتفی کرد. این طور که شنیده می‌شود قضاوت این چهار داور در بازی‌های این هفته تاثیر فراوانی در انتخاب کمیته داوران برای داور دربی خواهد داشت.

 البته در این مدت کوتاه کمتر کسی با تفکرات فریدون اصفهانیان، رئیس جدید کمیته داوران آشنا شده و این امکان هم وجود دارد او داوری غیر از این چهار گزینه را به عنوان داور دربی انتخاب کند. حالا با این شرایط باید منتظر ماند و دید سوت دربی به کدام یک از داوران فوتبال ایران می‌رسد. 

Tags: , , , ,

اعتراف صمیمانه سوتی ها! (۱۱)

یکشنبه, مرداد ۱م, ۱۳۹۱ | سرگرمی | دیدگاه‌ها خاموش

بر چسب های مرتبط :
بچه بازی معلم کیست معلم قمی کلیپ عروسی کلیپ موبایل بچه بودیم معلم حساب العمر کلیپ خنده دار بچه معلمی ومعلمات المملکة اعترافات معلم خصوصی زبان بچه های مدرسه والت بچه غول کلیپ ایرانی معلم عزیزم اعترافات اغسطینوس حسابداری کلیپ رقص اعترافات احمقانه بچه های قلم بچه دار شدن حساب الحمل کلیپ خفن حساب العمر بالهجری حساب المعدل التراکمی بودیم و تا بودیم بچه باز حساب المعدل اعترافات داریوش مهبودی معلمان شرکتی اعترافات زوج حسابی اعتراف میکنم که کلیپ

اعتراف صمیمانه سوتی ها! (۱۱)


برترین مجله اینترنتی ایران

مجله یکشنبه:

- یادمه کلاس اول دبیرستان که بودیم با یکی از بچه های کلاس صحبت می کردیم بحث این شد که من هر حرفی بزنم بهش عمل می کنم هر کاری باشه. بعد یه چی جوابم داد، من گفتم نکنه سیلی می خواد؟ گفت کور خوندی، بابای من نتونست بهم بزنه، تو می خوای بزنی؟! هنوز حرفش تموم نشده بود که سیلی خورده بود. دلم خنک شد و الان هم هر وقت دوست هام رو می بینه میگه بهش بگین سیلی ات یادم نرفت …

- اعتراف می کنم چند سال پیش با یکی از دوستام (البته زیاد هم صمیمی نبودیم) سوار تاکسی بودیم. وسطای راه که رسیدیم دوستم دستش رو کرد تو جیبش که کرایه رو حساب کنه … من هم با داد و فریاد دستش رو گرفتم و گفتم: نه … سعید … عمرا اگه بزارم حساب کنی … اصلا … به هیچ وجه … از دستت ناراحت می شم! تو پیاده شو من کرایت رو حساب می کنم و از این حرف ها که دوستم گفت: نوکرتم … دستم رو شکوندی بابا … یه دقیقه صبر کن … میخوام گوشیم رو از جیبم دربیارم …!

- اعتراف می کنم که یه روز که رفتم آرایشگاه خانم آرایشگر با یه ذوقی سلام داد، منم کلی ذوق کردم چه عجب این با این همه بداخلاقی تحویلم گرفت. با ذوق وگفتم سلام خوبین شما؟ اون هم نه گذاشت نه برداشت، حتی تحویلم هم نگرفت. بعد هم رو کرد به خانمی که تو راهرو بود و دوستش بوده گفت: خانم فلانی خوبین شما؟ حتی نکرد محض دل خوش کردنم بگه علیک.

- اعتراف می کنم وقتی راهنمایی بودم تازه برامون معلم هنر آورده بودند. بعد من مداد نوکی قشنگش رو پیچوندم. اون گفت اگه پیدا نشه از اینجا می رم. من هم از ترسم انداختمش تو توالت. بعدم چون مداد نوکیش پیدا نشد از از مدرسه مون رفت. هفته بعدش معلم ورزش مون، معلم هنرمون هم شد!

- اعتراف می کنم بچه که بودم خانواده من رو صبح از خواب ناز بیدارم می کردن که برم نون بگیرم. منم که اعصابم می ریخت به هم می رفتم همونجا کنار نونوایی، یه گوشه ای تکیه می دادم به دیوار و می خوابیدم. بعد می اومدم می گفتم نون تموم شد. بعد یکی دو روز اومدن دم نونوایی مچم رو گرفتن…

- اعتراف میکنم وقتی بچه بودم سنجاقک ها رو خیلی دوست داشتم. یه قرقره بر می داشتم، نخ رو از یه طرف می بستم به دمش، از ته قرقره پروازش می دادم. بدبخت بی حال می شد. غش می کرد و دیگه پرواز نمی کرد. بعضی اوقات هم دوست داشتم بدوم غذایی که می خوره کجاش میره، سرش رو از تنش جدا می کردم، می دیدم معدش به کله اش آویزونه!

- اعتراف می کنم چند سال پیش عروسی عمو کوچیکم، من و دخترها که از دست عموم ناراحت بودیم روز پاتختیش کفش های فامیل های زنش رو که اومده بودن خونه اش، یواشکی برداشتیم پرت کردیم توی باغ حیاط مامان بزرگم.

- یه روز داشتم از روبروی خیابون دبیرستانم رد می شدم، دیدم کلی ماشین جلو مدرسه پارک کردن. با فضولی تمام محو تماشای مدرسه بودم که یکهو دیدم تو تیر چراغ برقم. از شکستن دندون و پاره شدن لبم که بگذریم کلی هم خجالت کشیدم!

- اعتراف می کنم اوایل دوران نامزدی ام، برای اولین بار با خانواده شوهرم به مجلس ختم یکی از نزدیکانشون رفته بودیم. جلوی در خانواده متوفی رو دیدم هول شدم در جواب احوالپرسی شون گفتم: خدا بیامرزدتون.

- اعتراف می کنم بچه که بودم براده های پاکن رو جمع می کردم و میذاشتم تو یخچال که منجمد بشه تا دوباره پاکن به دست بیاد، ولی هیچ وقت درست نمی شد.

Tags: , , , , ,

اعتراف صمیمانه سوتی ها! (۷)

چهارشنبه, اردیبهشت ۲۷م, ۱۳۹۱ | سرگرمی | دیدگاه‌ها خاموش

بر چسب های مرتبط :
فکر سال اژدها پاشو پاشو کوچولو پاشایی سال تحویل ۱۳۹۱ پاشا هنجنی پله پیش ساخته پله گرد سالاد الویه پاشازاده سالار عقیلی پاشا فکر برتر سالاد ماکارونی پله آخر فکر بد نکن فکر بکر فکر فردا پله برقی پله آخر علی مصفا سالی تاک فکر پلید پله فوتبال فکرانه پله پاشنه آشیل پاشاکی سال نهنگ

اعتراف صمیمانه سوتی ها! (۷)


برترین مجله اینترنتی ایران

مجله یکشنبه:

*اعتراف می کنم هر وقت از پله های خونه مون می خوام برم بالا (۱۰ تا پله داره تا طبقه بالایی) همیشه باید پای راستم رو بذارم رو پله اول و تو ذهنم یکی یکی پله هارو می شمرم. قسمت جالبش اینه که از عدد ۴۱ شروع می کنم که پله آخری بشه پنجاهمی. خیلی احمقانه بود خودم می دونم…

*اعتراف می کنم یه بار وقتی سال اول راهنمایی بودم دندونم خیلی درد می کرد. ۱ هفته ای بود باهاش ور می رفتم. داخلش خالی خالی شده بود. به ذهنم رسید با چسب دوقلو پرش کنم. این کار رو هم کردم. ۱ هفته ای دردش کم شده بود اما هرچی می خوردم مزه چسب دوقلو می داد!!!!

*اعتراف می کنم که وقتی پنجم دبستان بودم برای خودم کارت مامور بهداشت درست می کردم و به بچه های کوچک تر نشون می دادم. می گفتم خوراکی چی می خورید؟ بعد که نشون می دادن می گفتم الان اسم تون رو به ناظم می دم بعد هم خوراکی هاشون رو می گرفتم می رفتم با دوستام می خوردیم.

*اعتراف می کنمسوم راهنمایی بودم و امتحان زبان انگلیسی رو ۴ شدم. باید بابام برگه امتحانی رو می دید و امضا می کرد. من هم اومدم درستش کنم اما ریاضیم بد بود بجای اینکه یک رو بزارم پشت چهار، گذاشته بودم جلو. شده بود چهل و یک… بچه درس خونی بودم ها…

*اعتراف می کنم با یکی از دوستانم که فقط اسمش رو می دونستم و فامیلش رو نمی دونستم، برای مدت ۶ ماه رفت و آمد و تماس و بیرون رفتن داشتم. هیچ وقت روم نمی شد فامیلش رو بپرسم چون فکر می کرد من می دونم! تا اینکه بالاخره یکی از دوستانش اون رو با فامیلش صدا کرد. انگار همه دنیارو بهم داده باشن!

*اعتراف می کنم یه بار تو استخر یکی از همسایه هامون رو دیدم / وقتی داشتیم لباس می پوشیدیم دیدم یه چیزی به پاش چسبیده. بهش گفتم آقای فلانی یه چیزی به بدنت چسبیده. می خواستم از پاش برش دارم دیدم پاک نمی شه. بنده خدا که اصرار من رو دید گفت نمی خواد اون خاله… فکر کن که من یه ربع به زگیلش آویزون بودم و فکر می کردم آشغال به پاش چسبیده…

*اعتراف می کنم یه بار به جای وانیل، بکین پودر ریختم توی قندون و یه هفته بعد یادم افتاد که اونی که میریزن روی قند وانیله!

*اعتراف می کنم بچه که بودم تابستون ها تو اوج گرما با ذره بین رو پشت بوم مورچه ها رو آتیش می زدم.

*اعتراف می کنم تو سن نوجوانی (۱۰ سال پیش) وقتی از گیر دادن های مامان بابام خسته می شدم تصمیم می گرفتم خودکشی کنم. بعد می نشستم اینقدر قیافه همه فک و فامیل رو در حال گریه تصور می کردم تا قوتی که دلم خیلی می سوخت و پشیمون می شدم و اینچنین شد که زنده موندم…

*اعتراف می کنم چند سال پیش با پسرعموم قرار گذاشتیم بریم یه جایی. تو مترو که بودم پسر عموم بهم زنگ زد یه خورده که باهام صحبت کرد بهش گفتم صدات خوب نمیاد. این رو که گفتم یهو صدا خیلی عالی شد. حالا نگو پسرعموم تو فاصله یکی دو متریم وایساده. همه مسافرا هم دارن به من نگاه می کنن و زیر لب می خندن! بعدا که پسرعموم ماجرا را برایم تعریف کرد تا دو روز افسرده بودم از این سوتی تاریخی!

Tags: , , , , ,

سوتی های خیابانی هفتگی شد!

سه شنبه, اردیبهشت ۱۹م, ۱۳۹۱ | خبر | دیدگاه‌ها خاموش

بر چسب های مرتبط :
آث میلان امتیازات مهاجرت به کانادا شادی یوسفی مسابقه رقص محمد یوسفی امتیاز مهاجرت به استرالیا میلان یوسفیات میلانیستا یوسفی اشکوری یوسفی جعفر ادریسی اینترنت مخابرات اینترنت همراه اول امتیاز بندی کبک بازی فلش اینترنت اینترنت شاتل بازی های آنلاین میلان بارسلونا اشکان یوسفی امتیاز بندی مهاجرت به استرالیا بازی باربی اینترنت بانک ملت میلانی میلان ویکی پدیا بازی مسابقه معماری امتیاز فرهنگی در تراوین بازی حکم بازی آنلاین مسابقه رقص خردادیان اینترنت ماهواره ای مسابقه عکاسی مسابقه رقص سولماز امتیاز فرهنگی مسابقه رقص تی وی پرشیا پیمان یوسفی بازی آنلاین دخترانه امتیاز مهاجرت به کانادا میلان بارسا اینترنت ملی مسابقه

سوتی های خیابانی هفتگی شد!


برترین مجله اینترنتی ایران

تماشا: زوج پیمان یوسفی و جواد خیابانی، یکشنبه شب گزارش و اجرای ویژه برنامه دربی میلان را برعهده داشتند. یوسفی در میانه های مسابقه که اینتر و میلان مساوی بودند و در مسابقه همزمان یونتوس کالیاری را شکست داده بود گفت: «یک امتیاز بیشتر و تفاضل گل بالاتر، تنها برتری یونتوس در مقابل میلان بود. اگر همین نتایج تا پایان بازی ادامه داشته باشد، اختلاف به ۳ امتیاز می رسد و یوونتوس با یک تساوی در بازی آینده قهرمانی را جشن خواهد گرفت».

این اظهارنظر یوسفی در حالی است که در فوتبال ایتالیا، تفاضل گل هیچ اهمیتی نداشته و در صورت برابری امتیازات بازی رودررو تعیین کننده قهرمان خواهد بود. باتوجه به اینکه یوونتوس در مجموع دو بازی رفت و برگشت ۳ بر یک میلان را شکست داده، اگر دربی میلان با تساوی به اتمام می رسید هم قهرمانی تورینی ها مسجل می شد و شاهد جشن قهرمانی در تورین بودیم.

دقایقی قبل از این اظهارنظر، یوسی با تمسخر مصدومیت آبیاتی گفت: «آبیاتی قصد دارد با این روش زمان بازی را تلف کند». بلافاصله پس از بیان این جمله، تابلوی تعویض بالا آمد و آملیا جانشین آبیاتی مصدوم شد تا دروازه بان میلان را با بانداژ و کیسه یخ به بیمارستان ببرند.

جالب اینجاست در این دقایق اینتر یک بر صفر جلو بود و آبیاتی هیچ انگیزه ای برای اتلاف وقت نداشت. یوسفی که علاقه زیادی به جملات قصار دارد پس از حرکت انفرادی زانتی بازیکن ۳۸ ساله، در دقیقه ۸۰، کل زمین رو طی می کنه، تو خودت حدیث مفصل بخوان از این مجمل…».

جواد خیابانی هم که نقش مجری برنامه را برعهده داشت، ابتدای برنامه چند دقیقه به تنهایی کارشناسی می کرد و حتی فرصت سلام و احوالپرسی به مجید صالح نداد. در پایان مسابقه هم خیابانی با خونسردی کامل گفت: «با پیروزی لاتزیو، اینتر هیچ شانسی برای رسیدن به لیگ قهرمانان اروپای فصل آینده ندارد».

این درحالی است که لاتزیو و اینتر تنها یک امتیاز اختلاف داشته و در بازی آینده به مصاف هم می روند. اینتر با پیروزی در آن مسابقه می تواند با ۲ امتیاز اختلاف بالاتر از لاتزیو قرار بگیرد.

Tags: , , , , ,

سوتی های خیابانی در گزارش بایرن- رئال

پنجشنبه, فروردین ۳۱م, ۱۳۹۱ | خبر | دیدگاه‌ها خاموش

بر چسب های مرتبط :
بازی های آنلاین تیمسار رحیمی شوت الحلقة ۵۷ اخبار بایرن بازی آنلاین بازی باربی شوت بایرن مونیخ کانون هواداران خیابانی سوتی بازی فلش زنان خیابانی برگزاری فارس تیمم برگزاری آزمون دکتری نحوه بازی تیمسار جهانبانی شوتر وزنبقة زن خیابانی بازیگران زن ایرانی شوت الحلقة ۴۵ تیم پرسپولیس تیمورتاش برگزاری جشن تولد بایرن مونیخ کانون بایرن دختر خیابانی خبرگزاری مهر شوتر تیمور لنگ خیابانی موسی برگزاری مراسم عروسی خیابانی شوتایم تیمور بختیار برگزار بایرن بازی دخترانه جواد خیابانی شوتینگ زباله برگزاری جشن

سوتی های خیابانی در گزارش بایرن- رئال


برترین مجله اینترنتی ایران

تماشا: جواد خیابانی، گزارشگر بازی بایرن مونیخ– رئال مادرید مثل همیشه پرهیجان و البته پراشتباه بازی را گزارش کرد. این بخشی از اشتباهاتی است که او در جریان این بازی انجام داد:

*«بازیکنان دو تیم را همه می شناسید و لازم نیست من آنها را اعلام کنم».

*«کاسیاس شوت گیر خوبی نیست.» – احتمالا آقای خیابانی نمی داند که شوت گیری اصلی ترین نقطه قوت کاسیاس است.

*«این بازی در ورزشگاه پای آرنا برگزار می شود.» – نام استادیومی که بایرن در آن بازی می کند آلیانس آرناست.

*«برخلاف ایران، تماشاگران تیم های اروپایی، بازیکنان را تشویق وا می دارند» – قضاوت در مورد معنی این جمله با شما.

Tags: , , , , , , , , , , , , , , ,

اعتراف صمیمانه سوتی ها! (۶)

دوشنبه, فروردین ۲۸م, ۱۳۹۱ | سرگرمی | دیدگاه‌ها خاموش

بر چسب های مرتبط :
تویوتا یاریس أون تی فی برمنغهام اون لاین افلام برقش نت اونس بانک صادرات برمودا برماوی سوتی جدید جنتی برمود تویتر فارسی برق تویسرکان سوتی جنتی بانک پارسیان تویتر بانک تجارت سوتی اونس گرم توییتر فارسی تویوتا برق قدرت برم هگزین بانک ملی برم صد پله پایین برقوق بانک سامان آونگ بانک ملت اون مثل داداشم بود توییتر برمه برق نت برقة سوتی های باحال اون لاین سوتی صدا و سیما برق صنعتی سوتی های جنتی بانک پاسارگاد سوتین

اعتراف صمیمانه سوتی ها! (۶)


برترین مجله اینترنتی ایران

مجله یکشنبه: همه ما سوتی می دهیم، ردخور ندارد، سوتی های بدی هم می دهیم. اما صدایش را درنمی آوریم. با این حال بعضی وقت ها توی جمع های خودمانی تعدادی از همین سوتی ها را تعریف می کنیم.

پس چرا وقتی کسی اسم ما را نمی داند سوتی مان را تعریف نکنیم تا بقیه هم لبخندی بزنند؟! اینجا دقیقا برای همین کار است. البته منظور از سوتی می تواند گاف یا هر کار، باور و فکر خنده داری با شد که وقتی یادش می افتیم خنده مان می گیرد.

**اعتراف می کنم تا قبل از رحلت استیو جابز اونو نمی شناختم، ولی الان از بابام بیشتر می شناسمش!

**اعتراف می کنم که دبیرستان که بودیم یه ورق قرص پیدا کردم دادم بچه های کلاس واسه تقویت حافظه شون! کلی برای همه شون مشکلات گوارشی حاد پیش اومد!

**اعتراف می کنم هر وقت میرم توی بانک قبل از اینکه ببینم چی کار دارم و برم نوبت بگیرم، سریع با یه نگاه تمام دوربین های بانک رو چک می کنم و سیستم امنیتی بانک رو اسکن می کنم و روش های سرقت از اون بانک رو آنالیز می کنم. بعد دقیقا همون موقع به ذهنم می رسه اگر واقعا کسی توی بانک بتونه اون ابر بالای کله ام رو ببینه ممکنه دستگیرم کنن، بعدش هم زود به خودم میام!

**اعتراف می کنم بعضی وقت ها که ۵ دقیقه زودتر از آلارم گوشی بیدار می شم و خاموشش می کنم. احساس می کنم بمب خنثی کردم.

**اعتراف می کنم اولین روزی که رفتم دانشگاه نیم ساعت تو حیاط نشسته بودم تا زنگ رو بزنن که برم سر کلاس!!!


**اعتراف می کنم
می خواستم دیوار رو سوراخ کنم. مطمئن نبودم از زیره جایی که می خوام سوراخ کنم سیم برق رد شده یا نه. محض احتیاط فیوز برق رو قطع کردم که برق نگیرتم…. بعد از اینکه دریل روشن نشد کلی غصه خوردم که سوخته!

**اعتراف می کنم بچه که بودم یه وانت مزدا داشتیم خفن. شب جمعه ها ۲۰ نفر فک و فامیل می ریختیم پشتش با فرش و زنبیل و قابلمه می رفتیم پارک ملت بدمینتون بازی می کردیم. الان بکشی هیچ کدوم از اون ۲۰ نفر جلوی وانتم نمی شینیم، چه برسه به عقبش.

**اعتراف می کنممی خوام یه بانک رو بزنم بعدش برم دور دنیا رو بگردم.

**اعتراف می کنم در عین سادگی خیلی خورده شیشه دارم.

**اعتراف می کنم که اولین بار که چت کردم اشتباهی فکر می کردم چت روم در حقیقت یه نفره و هرچی تو چت روم نوشته می شه اون می نویسه. تعجبم هم از این بود که چطور اینقدر سریع فونت ها و سایزشون رو تغییر میده. من هم عین جن هرچی به ذهنم می رسید می نوشتم. تازه جالب اینجا بود که چت روم آمریکایی بود!

**اعتراف می کنم که یه شب عجله داشتم می خواستم برم مهمونی. یک دفعه برق رفت. من با سرعت رفتم دم پنجره که با نور مهتاب پیرهنم رو بذارم توی شلوارم. گذاشتم و با سرعت برگشتم که برم. یک هو یه چیزی شلوارمو کشید و ول کرد. برگشتم دیدم پرده با جاش کنده شد. نگو پرده رو هم با پیرهنم گذاشته بودم توی شلوارم. به خدا جدی می گم!

**اعتراف می کنم یکی از جوجه هام رو توی خوابگاه با دستای خودم کشتم!

**اعتراف می کنم وقتی بچه بودم با داداش کوچیکم لج بودم. اسمش رو با خودکار یا مداد روی دیوار نوشتم. اینطوری: «یادگاری از احمد.» من اون موقع کلاس دوم دبستان و احمد مدرسه نمی رفت. بعد هم نفس نفس زنان رفتم پیش مادرم و گفتم: مامان مامان، این احمد اسمش رو روی دیوار نوشته… می خواستم مامانم دعواش کنه یا حتی کتکش بزنه، اما عقلم نمی رسید که داداشم سواد نوشتن نداره!

Tags: , , , , , , , , , ,

اعتراف صمیمانه سوتی ها! (۵)

شنبه, بهمن ۱۵م, ۱۳۹۰ | سرگرمی | دیدگاه‌ها خاموش

بر چسب های مرتبط :
همینا سوتی همین امشب مردم سالاری سوتین همین امشب فقط مردمک همین جوری اینجا تاریک نیست مرداب گوگوش اینجا کسیست پنهان مردان مریخی زنان ونوسی اینجا بدون من دانلود اینجا ایران است اینجا شب نیست سوتی های باحال ایرانی خمیر مایه خمیر گل چینی سوتی صدا و سیما مرد متولد تیر مردمان سوتی آزاده نامداری خمیر بنیه خمیر فیلو استو جابز سوتی جنتی جابز سوتی های احمدی نژاد همینگوی خمیر پیراشکی همین دوست داشتن زیباست اینجا چراغی روشن است اینجا بدون من خمیر مارسیپان همین یک ساعت پیش مرد من سیمین غانم خمیر پیتزا

اعتراف صمیمانه سوتی ها! (۵)


مجله اینترنتی

مجله یکشنبه: همه ما سوتی می دهیم، ردخور ندارد، سوتی های بدی هم می دهیم. اما صدایش را
درنمی آوریم. با این حال بعضی وقت ها توی جمع های خودمانی تعدادی از همین
سوتی ها را تعریف می کنیم.

پس چرا وقتی کسی اسم ما را نمی داند سوتی مان را
تعریف نکنیم تا بقیه هم لبخندی بزنند؟! اینجا دقیقا برای همین کار است.
البته منظور از سوتی می تواند گاف یا هر کار، باور و فکر خنده داری با شد
که وقتی یادش می افتیم خنده مان می گیرد.

*اعتراف می کنم دختر خاله ام رو بعد از مدت ها دیده بودم و هفت ماهه باردار بود. خیر سرم اومدم جنسیت بچه رو بپرسم گفتم خب حالا قراره مامان شی یا بابا؟!

*اعتراف می کنم یه بار کولرمون سوخت یه لحظه فکر کردم به خاطره اینه که همه با هم جلوش دراز بودیم.

*اعتراف می کنمیه بار یه فامیلمون از انگلیس اومده بود و یه خورده شکلات با یه خمیر دندونه گنده. منم زود خمیردندون گنده سوغاتی آورده بود رو برداشتم. خلاصه یه ۶ ماهی مسواک می زدم با بدبختی آخه هم تلخ بود هم تند تا اینکه یه روز رفتم یه لوازم آرایشی برای مامانم رنگ مو بخرم دیدم!!!! از این خمیر دوندن اینجا هم داره با کلی کلاس از فروشنده پرسیدم آقا این خمیر دندنه چند؟ فروشنده هم گفت آقا این خمیر ریشه تازه فهمیدم چرا بعد از مسواک اونقدر دل پیچه می گرفتم.

*اعتراف می کنم وقتایی که خیلی ناراحت می شم زار زار می شینم گریه می کنم. وقت دماغم آویزون می شه پاکشون نمی کنم، آخه شوره، خیلی خوشمزست، دوست دارم!

*اعتراف می کنم بیشتر ساعات التماسی که تو زندگیم داشتم مربوط به دوم ابتداییم میشه که به یک سگ التماس می کردم جون مامانت اینجا یخ زده پارس نکن من مثه آدم رد بشم…

احمق بی شعور اینقدر پارس کرد ۱۰-۱۲ بار تو ۵ متر خوردم زمین: زانوم ترک خورد دماغمم شکست…

*اعتراف می کنم بچه که بودم چای شیرین درست کرده بودم. شکر فقط واسه یک چای مونده بود. منتظر بودم قاشق بیارن هم بزنم دیدم قاشق نمیارن. بعد کلی جیغ می زدم سر خواهرام. می دونین چی می گفتم؟ ای بابا قاشق نیاوردین شکرم حل شد همش چه جوری چای شیرین درست کنم الان؟

*اعتراف می کنم اون روز که استیو جابز مرد هی نت رو چک می کردم می دیدم نوشته جابز مرد هی با خودم می گفتم حالا این «جابر» کیه که مرده؟ نمی فهمیدم! بد هی دیدم به جای جابر نوشتن جابز! خیلی محق رفتم به داداشم گفتم این پیج های ایرانی گندشو درآوردن. مطالبشون همش کپی پیسه. اون احمق اولی اشتباهی جابر رو نوشته جابز اون منگل هایی که کپی پیست کردن نکردن بخونن ببینن اشتباه تایپی داره همینجوری جابز کپی کردن! همه نوشتن جابز مرد، جابز ال، جابز بل!!

داداشم گفت استاد، او جابز بود! صاحب اپل…

*اعتراف می کنم هر وقت گوشیمو تو خونه گم می کنم به داداشم می گم یه زنگ بزن صداش دربیاد ببینم کجاس یه بار کنترل تلویزیون گم شده بود گفتم یه زنگ بزن…

*اعتراف می کنم بچگی با تیرکمون شیشه آبغوره های همسایمونو زدم شکوندم بعد فرار کردم…

*اعتراف می کنم ۲ سال پیش یه همسایه داشتیم، از بچگی که فوتبال بازی می کردیم جلو درشون و وقتی که توپمون می افتاد تو حیاطشون زااااارت پاره می کرد. عقده داشتم. پسرش داماد شده بود. عروسی هم خونه خودشون بود. قبل از اینکه بره دنبال عروس آرایشگاه، ماشینشو که سانتافه بادمجونی بود گذاشته بود دم در. من که ا ینو نشون کرده بودم، رفتم موتور رفیقم رو گرفتم و طی یه عملیات از پیش تعیین شده یه کلاه کاسکت گذاشتم. رتم دم ماشینش روغن موتور سوخته (که رنگ ماشین رو به کل می بره) ریختم رو ماشینش، همین!!… اما خداییش دست به گل هاش نزدم… پسر خوبیم نه؟

Tags: , , , , , , , , ,

سوتی های خنده دار ایرانی ها + عکس

پنجشنبه, بهمن ۱۳م, ۱۳۹۰ | خبر | دیدگاه‌ها خاموش

بر چسب های مرتبط :

سوتی های خنده دار ایرانی ها + عکس



Tags: , , , , , , , , , , , , , , ,

عکس: سوتی جالب اوباما جلوی دوربین

یکشنبه, بهمن ۹م, ۱۳۹۰ | خواندنی ها | دیدگاه‌ها خاموش

بر چسب های مرتبط :
بازاریابی تلفنی مشاوره تلفنی تاکسی تلفنی تلفنی دوست یابی سوتین استخاره تلفنی سوتی اوباما اوباما العربی تویتر اوباما یرفس الباب اوباما العربی اوباما و سارکوزی اوباما فی استرالیا سوتی آزاده نامداری تلفنی اوباما هواپیما سوتی صدا و سیما سوتی های باحال ایرانی سوتی جنتی سوتی های احمدی نژاد مزاحم تلفنی

عکس: سوتی جالب اوباما جلوی دوربین

سوتی تلفنی اوباما


 


Tags: , , , , , , , , , , , , , , ,

تراوین ژل حجم دهنده