خشن ترین سگ

بچه‌هایی که خشن می‌شوند

دوشنبه, اردیبهشت ۲۵م, ۱۳۹۱ | سلامت روان | دیدگاه‌ها خاموش

بر چسب های مرتبط :
بچه های آسمان کارمن کارول سماحة کارمن سلیمان بازی های آنلاین تلویزیون رسا بازی فلش بازی حکم مهیار آقایی بچه های قلم بچه بازی خانه سینما خانه و آشپزخانه خانه معلم شیراز خانه معلم مشهد بازی مهیار شادروان بچه سرتق بچه های مدرسه والت مهیار کاظم زاده خانه عفاف مهیار فروردین کارمن شماس مهیار تاجیک تلویزیون من و تو تلویزیون اندیشه بازی آنلاین مهیار فاضلی کارتون دورا بازی آنلاین دخترانه تلویزیون آنلاین خانه هنرمندان خانه عمران مهیار تلویزیون پارس بازی باربی بچه کارلوس سلیم کارتون بچه باز تلویزیون سامسونگ تلویزیون اینترنتی

بچه‌هایی که خشن می‌شوند

سلامت نیوز: ابتدا برای بررسی واکنش‌های خشونت‌آمیز باید به عوامل و معیارهایی که باعث بروز این رفتارهای پرخاشگرانه می‌شوند بپردازیم. براساس اصول علم روانشناسی عمومی و اجتماعی، خلأ عاطفی در شکل‌گیری شخصیت کودک و واکنش‌های او به ناکامی‌ها و نارضایتی‌ها از اصلی‌ترین علت‌هاست.

خانواده نخستین نهادی است که بیشترین ارتباط را با کودک دارد پس می‌تواند مهمترین عامل هم باشد که در رفتار پرخاشگرانه وی تأثیر می‌گذارد چرا که محل رشد کودک است حال باید دید در خانواده‌ها چه اتفاقی رخ می‌دهد که کودکانی پرخاشگر و نوجوانان و جوانانی بزهکار پرورش می‌دهند.

امروزه به علت توقع زیاد و حرص مادیات و امکانات رفاهی بیشتر در زندگی که به تبعیت از کشورهای غربی در دنیای مدرن گسترش یافته است خانواده‌های ایرانی نیز برای دستیابی به امکانات رفاهی در حال قربانی کردن عاطفه و معنویات هستند. به علت کار زیاد و مشغله‌های فکری، افراد بی‌حوصله و دچار کمبود وقت شده‌اند. بنابراین نمی‌توانند برای فرزندانشان بخصوص کودکان وقت زیادی بگذارند.

پس کودک بلافاصله به جایگزین سازی سوق می‌یابد تا خلأهای عاطفی و حضوری والدین را پر کند. اینجاست که نقش تلویزیون، ماهواره، تلفن همراه، اینترنت و بازی‌های رایانه‌ای نمایان می‌شود و کودک فرصت و زمانی را که خانواده به او اختصاص نداده با این قبیل تجهیزات پر می‌کند.

درواقع عده‌ای استعمارگر که فرهنگ غنی و اصیل ایران اسلامی را نشانه گرفته‌اند با این تجهیزات به استثمار خانواده‌ها می‌پردازند و در واقع با سوءاستفاده از این وضعیت به دنبال خالی کردن جیب مردم هستند و برای دستیابی به این موضوع به هیجان‌سازی در برنامه‌هایشان متوسل می‌شوند که اصلی‌ترین رکن آن هم خشونت است. بچه‌ها به طور معمول به دنبال بازی‌ها یا فیلم‌هایی هستند که دارای هیجان است.

در عین حال باید توجه داشت در فضای رسانه نیز دو جاذبه غیرمشروع داریم که برنامه‌سازان برای استقبال از برنامه‌هایشان به آنها متوسل می‌شوند:
۱- خشونت
۲- جاذبه جنسی
اما از آنجا که در دنیای کودکان موضوع دوم کنترل شده است و به عباراتی سختگیرانه با آن برخورد می‌شود موضوع خشونت بیشتر مدنظر قرار می‌گیرد. به همین خاطر اغلب کارتون‌ها به شکل مبارزات رزمی و درگیری‌های خشن بین شخصیت‌های کارتونی ساخته می‌شود.

در علم روانشناسی هم تأکید شده هرکس بتواند تصور کشتن فردی را تمرین کند حتی در دنیای فیلم و کارتون و خیال و ساعتها آن را تمرین کند بالغ بر ۵۰ درصد در آینده زمینه و آمادگی کشتن را پیدا می‌کند چرا که در کودکی تصور و تمرین کرده و ساعتها آن را آموخته است.

در این میان فاجعه‌ای که رخ می‌دهد این است که در آینده با نوجوان و جوانی روبه‌رو خواهیم شد که در کودکی و در ذهنش عده‌ای را با شمشیر، تیراندازی یا مبارزات تن به تن کشته است پس حالا او آمادگی ارتکاب قتل و جنایت را دارد!

اما برای پیشگیری از این روند چه باید کرد؟ نخست خانواده‌ها باید الگوهایی که در عرف سنتی و دین ما وجود دارند را به کودکانشان بشناسانند. همچنین به ایجاد عاطفه ، نشست و برخاست‌های خانوادگی و اخلاق خوش روی آورند و رفتارهای اجتماعی را هم کنترل کرده و برای تربیت فرزندانشان وقت بیشتری بگذارند. ضمن این که باید توجه داشت آینده و سلامت روح فرزندان را نباید فدای مسائل مادی کرد.
و دوم اینکه در برابر محصولاتی که از طریق جاذبه‌های عشقی و خشونت سعی در ویرانی فرزندانمان دارند به الگوهای اخلاقی و انسانی، دانستنی‌ها و موضوعات اخلاقی و عاطفی بیشتر توجه کرد و کودکان را با این موارد بیشتر آشنا کرد و اجازه نداد خمیرمایه بچه‌ها با تصاحب، قتل ، انفجار و شکست شکل بگیرد.

حدود ساعت ۶ بعدازظهر در حالی که آسمان تاریک شده بود «پریسا» با عجله از پله‌های ساختمان بالا رفت. او در طول راه فکر می‌کرد برای شام چه غذایی درست کند که هم پسر کوچولویش بهانه نگیرد و هم شوهرش آن را دوست داشته و…
در حالی که پس از خرید به همراه پسرش به خانه رسیده بود غرولندکنان کلید را در قفل چرخاند اما قبل از ورود به آپارتمان مهیار کوچولو به سرعت از زیر دست‌های مادرش گذشت تا زودتر از او وارد خانه شود ولی ناگهان پایش به چارچوب در خورد و نقش زمین شد. «پریسا» که بشدت عصبانی شده بود فریادزنان گفت: «مهیار» چرا مواظب خودت نیستی؟ اگر سرت جایی می‌خورد یا دست و پایت می‌شکست من چه خاکی به سرم می‌ریختم؟ و…
همان موقع پسرک که کمی هم از درد به خود می‌پیچید با ناراحتی از جا بلند شد و بی‌آنکه حرفی بزند به طرف اتاقش رفت و محکم در را بست.
زن جوان هم یک راست به آشپزخانه رفت و مشغول جابه‌جا کردن خرید‌هایش شد. دقایقی بعد مهیار وارد آشپزخانه شد و بی‌مقدمه گفت: «مامان بیا با هم بازی کنیم.»
اما پریسا گفت: «پسرم خیلی کار دارم باید شام درست کنم. صبر کن الآن پدرت از سر کار برمی‌گرده، بعد با هم بازی کنید تا منم به کارهام برسم و…
نمی‌خواهم حوصله‌ام سر رفته. بیا یک کم بازی کنیم. آخه بابا یک ساعت دیگه میاد. عزیزم من که بیکار نیستم. خودت می‌دونی از صبح سر کار بودم بعدش هم کلی خرید کردم. حالا هم باید شام درست کنم و خانه را مرتب و تمیز کنم. تو هم برو با یکی از بازی‌های کامپیوتری یا فیلم‌های کارتونی‌ات سرگرم شو تا پدرت برسد.
بدین ترتیب، پسر کوچولو با ناراحتی به طرف تلویزیون رفت و پس از انتخاب یکی از فیلم‌ها سرگرم تماشا شد.
چند دقیقه بعد پریسا که سرگرم آشپزی بود نیم نگاهی به صفحه تلویزیون انداخت و در حالی که از دیدن صحنه‌های خشن فیلم انیمیشن متعجب شده بود گفت: مهیار جان مطمئنی این کارتون مناسب سن شماست؟
بله مامان! خودت برام خریدی. خیلی قشنگه. تازه جدید هم هست. همه دوستانم این کارتونو دارند.
ساعتی بعد کیوان – پدر خانواده – رسید. مهیار با دیدن پدرش با خوشحالی به طرف او دوید و خود را در آغوشش انداخت. بعد هم به تقلید از صحنه‌های فیلمی که دیده بود شروع به بازی و به قول خودش مبارزه با پدر کرد. کیوان که تازه از راه رسیده و خستگی در چهره‌اش موج می‌زد پسرش را بغل کرد و همان طور که او را می‌بوسید گفت:‌ پسرم برو خودت بازی کن تا من کمی استراحت کنم و مهیار کوچولو بار دیگر ناراحت و غمگین به طرف اتاق رفت و در حالی که زیر لب غرغر می‌کرد پای تلویزیون نشست.

پس از صرف شام، پریسا در آشپزخانه سرگرم شستن ظرف‌ها بود که مهیار آمد و گفت: مامان بیا دنبال هم بدویم. آخه من خیلی این بازی را دوست دارم. پریسا هم با خنده گفت: پسرم امکان ندارد چرا که دیروقت است و همسایه‌ها از سر و صدای دویدن ما ناراحت می‌شوند. ضمن این که خانه ما خیلی کوچیکه و ممکنه موقع دویدن به اسباب و اثاثیه بخوریم.
-مامان پس چی ‌کار کنیم؟ شما هیچ وقت با من بازی نمی‌کنی. بابا هم که همیشه خسته است. من حوصله‌ام اینجا سر می‌ره. می‌دونی چیه، اصلاً خونه مامانی بیشتر خوش می‌گذره!
ساعتی بعد بالاخره مهیار کوچولو خوابید. پریسا که خسته از کار روزانه سرگرم آماده کردن ناهار روز بعد شوهرش بود به کیوان که جلوی تلویزیون در حال چرت زدن بود گفت: دلم برای این بچه می‌سوزه. از صبح تا غروب که در خانه مادرم تک و تنهاست و هم‌صحبت و همبازی پدر و مادرم شده شب‌ها هم به جای این که ما با او صحبت و بازی کنیم آنقدر درگیر کارهای خانه و خسته از کار روزانه هستیم که باز هم برایش وقت نداریم. مادرم امروز می‌گفت؛ مهیار خشن و بدخلق شده و مدام بهانه می‌گیرد. می‌گفت: «این بچه باید در کنار هم‌سن و سال‌های خود و پدر و مادرش باشد و آموزش ببیند نه این‌که از صبح تا شب پای رایانه و تلویزیون بنشیند و با دیدن صحنه‌های خشن فیلم‌ها و کارتون‌ها، عصبی و بداخلاق شود.» مادرم کلی سرزنشم کرد و گفت: شماها از پدر و مادری فقط سیرکردن شکم و مراقبت از سلامتی جسم و خرید اسباب‌بازی برای بچه را یاد گرفته‌اید. در حالی که این بچه به هم‌صحبتی و مراقبت از روح و روانش بیشتر نیاز دارد. ای کاش آنقدر که فکر جسمش هستید فکر روحش هم باشید.

وقتی بیشتر فکر کردم فهمیدم راست می‌گوید. ما برای این بچه وقت زیادی نمی‌گذاریم. خدا به پدر و مادرم عمر پربرکت و سلامتی بدهد که بیشتر از ما به این بچه توجه دارند و برایش وقت می‌گذارند.
کیوان که انگار حوصله نداشت به بحث ادامه دهد گفت: «چه کار کنم خانم؟ از صبح تا شب تلاش می‌کنم برای آینده این بچه برای رفاه و آسایش زندگی‌اش. اگر ناراحتی تو بمان خانه و سر کار نرو و به بچه رسیدگی کن.»
پریسا که با شنیدن این حرف حسابی ناراحت شده بود گفت: «مهیار به من و شما به یک اندازه نیاز داره می‌خواهی با کار زیاد فرزندمان را به طور کامل از دیدن خودت محروم کنی؟ در ضمن اگر من سر کار نروم آیا شما می‌تونی تمام مخارج و هزینه‌های زندگی و این بچه را به تنهایی تأمین کنی؟ راست گفته‌اند کسی که بچه ندارد یک مشکل دارد و کسی که دارد هزار و یک مشکل! و…»
امروزه یکی از مشکلات اساسی و دغدغه ذهنی بیشتر والدین نحوه صحیح تربیت فرزندان و چگونگی مراقبت و آموزش آنهاست تا در آینده فردی سالم، صالح و مفید برای خود و اطرافیان باشند.
متأسفانه در جامعه امروز به علت مشکلات اقتصادی و اجتماعی بیشتر والدین مجبور به اشتغال در خارج از خانه و حتی کار در شیفت‌های متعدد هستند. همین موضوع هم آنها را از حضور بیشتر و مفید در خانه و کنار فرزندان محروم می‌کند.
بنابراین فرزندان این قبیل والدین همواره با مشکلی به نام دوری از پدر و مادر روبه‌رو هستند و به ناچار مجبور هستند غیبت پدرو مادر را با جایگزین‌هایی همانند تلویزیون، رایانه، اینترنت و دوستان همسن و سالشان جبران کنند.

منبع: روزنامه ایران


Tags: , , ,

تراوین